|
شبیه برگ پاییزی هم اکنون قسمت بادم
خداحافظ؛ولی هرگز نخواهید رفت ازیادم چگونه بگذرم ازعشقتان ؛ازدلبستگیهایم؟ چگونه میروید بااینکه میدانید چه تنهایم؟ خداحافظ باشمایی که گمان کردید که میمانم خداحافظ؛بدون من یقین دارم که میمانید
سال ها پیش ازین به من گفتی
که «مرا هیچ دوست می داری؟» گونه ام گرم شد ز سرخی ی ...ِ شرم شاد و سرمست گفتمت «نمیدانم!» باز امروز جهد می کردی که ز عهد قدیم یاد آرم. سرد و بی اعتنا تو را گفتم که «دگر دوستت نمی دارم!» ذره های تنم فغان کردند که، خدا را! دروغ می گوید جز تو نامی ز کس نمی آرد جز تو کامی ز کس نمی جوید. تا گلویم رسید فریادی کاین سخن در شمار باور نیست جز تو، دانند عالمی که مرا در دل و جان هوای دیگر نیست. لیک خاموش ماندم و آرام: ناله ها را شکسته در دل تنگ. تا تپش های دل نهان ماند، سینه ی خسته را فشرده به چنگ. در نگاهم شکفته بود این راز که «دلم کی ز مهر خالی بود؟» لیک تا پوشم از تو، دیده ی من برگلِ رنگ رنگِ .... بود. «دوستت دارم و نمی گویم تا غرورم کشد به بیماری! زانکه می دانم این حقیقت را که دگر دوستم... نمی داری...» سلام به همه دوستای گلم: بعد مدتها دوباره دلم میخواد بنویسم ،سیاسی ،غیر سیاسی،طنز وهرچی دم دستم بیاد وبه صفحه کیبرد جاری بشه. بعد مدتها دوباره میخوام توی این دنیای مجازی برا دل خودم وخودم قصه بگم شاید باور نکنید اما من فکر میکنم تمام زندگی یه قصه است که از اولش گفتم وگفتن که یکی بود یکی نبود وکاش خدا همه چیز رو با هم خلق میکرد وبا همم تموم میکرد تا کسی حسرت نکشه ،تا کسی تنها نمونه،تا کسی از قصه پر غصه ای بغض نکنه ،چی میشد اوستا کریم با این همه مهربونی ،بااین همه کریمی وبخشندگی اشکای دلای بنده هاشو تموم نمیکنه وبجای اون گل لبخند نمیکاره !!؟ آخدا ،نوکرتم ،چاکرتم ،مخلصتم تو که لب به این قشنگی میتونه برات بخنده چرا کاری میکنی که آویزون شه وچشای به این قشنگی غرق اشک بشه. قربون اون مهربونیت چی میخوای از جون ما بنده های ساده وبی کلکت ،یواشی یکی از اون بنده های مهربونت رو میاری میذاری تو دلمون،تو قلبمون،بعدم یهو مثل غول چراغ جادو پاک پاکش میکنی انگاری هیچی نبوده ولی خوب قربون اون بزرگی جلال وجبروتت پس بیا یه تجدید نظری بکن که اگر یکی از دل ما دل میکنه بتونیم خاطرش رو هم پاک بکنیم دیگه نمیخوام نوشته هام رنگی از غصه داشته باشه !بسه دیگه بیاین فراموش بکنیم !!اونی که گذشته رفته ودیگه تکرار نمیشه !پس باید آینده ای ساخت درکنار خاطرات زیبا درست مثل قصری که آجر آجرش با خون دل کارگرا بوجود میاد اما از اونا فقط خاطره ای هست وبس وآیندگان آنچه میبینند قصری آرام وزیباست منم دیگه میخوام قصر آرام وزیبایی باشم وهر غصه ای از گذشته دارم دردل خودم پنهونش کنم. مخلص تمام دوستای خوب امروز باخودم خلوت کرده بودم وداشتم به موضوعات این چندروز گذشته فکرمیکردم هم خوشحال بودم هم یه جوری دل نگران که حالا تا اونجا که حوصلم بیاد میگم ادامه مطلب دیروز غمگین ترین روز زندگیم بود وکسی را که در تمام سلولهای وجودم میپرستیدم را ترک کردم واین یاد نامه را از این باب نگاشتم که فراموش نکنم دیروز باران بارید وهستیم را شست وباخود برد ایکاش در بودنش بیشتر اصرار میکردم ولی نتوانستم بگویم آنچه را در دل بود وآنچه را دوست داشتم که آینده من واو باشد چقدر آرام آمد همچون قاصدکی سبک وسپید ناگاه سنگینی اورا احساس کردم بر این دل غبار گرفته واو پاک بود ولی زنگار دل من او را هم سیاه کرد ورفت
وعجیب بود که چرا دیروز باران آمد بعد این همه مدت که هوا آفتابی بود وگرم واصلا زمستانی را احساس نمیکردی ولی دیروز تمام تنم یخ کرد همه چیز باز سرد شد بی روح ومن ماندم تنهایی خویش عسگر اولادی گفته بود که اگر زندانیان با ولایت فقیه هماهنگ بشوند، ایشان نمی گذارد به آنان ظلم شود. به همین دلیل کلی فکر کردم، با میرزا یوهانسعلی خان مشاور موسیقی خودمان هم مشورت کردیم، قرار شد هر زندانی یا هر سیاستمدار، یا هر کسی از چپ و راست یک ترانه را با آهنگ ولی فقیه بخواند و هماهنگ شود، شاید زودتر آزاد شوند یا مشکلات حل شود و بقول عسگراولادی به آنان که تا بحال ظلم می شد، ظلم نشود
- مکن ای دوست مکن( ترانه برای هماهنگی زندانیان کهریزک) - امشب شب مهتابه، حبیبم رو می خوام( اصولا برای هماهنگی با حبیب الله عسگراولادی) - یک حمومی من بسازم( برای رئیس جمهور که حداقل به بهانه کار واجبی حمام هم برود) - من از روز ازل دیوانه بودم( برای هماهنگی الفنون با مصباح یزدی) - آمد اما در نگاهش آن نوازشها نبود( برای هماهنگی هاشمی و الفنون در نماز جمعه) - شد خزان گلشن آشنایی( برای هماهنگی بهزاد نبوی سخنگوی دولت اسبق با خامنه ای) - دیدی که رسوا شد دلم( برای هماهنگی کردان با دانشگاه آکسفورد) - الهه ناز( برای هماهنگی بیشتر کلهر با رئیس جمهور) - رفتم و بار سفر بستم( برای هماهنگی مازیار بهاری با ولایت فقیه) - مجنون تو( سرود ملی رحیمی برای کلیه مسوولان وقت) - عاشق شیدا من، واله و رسوا من( برای هماهنگی کامل شریعتمداری با ولی فقیه) - از برت دامن کشان رفتم ای نامهربان( نوری زاد برای ولایت فقیه ) - عشق خود حاشا مکن( برای هماهنگی کردان با هیات دولت) - بگذر از کوی ما( برای هماهنگی دانشجویان زندانی کوی دانشگاه برای رهبری) - اشکم دونه دونه، رو گونه روونه( برای هماهنگی رهبری برای دانشجویان بعد از حمله) - مراببوس( برای هماهنگی احمدی نژاد با کفشهای ولایت فقیه) - بلبل به چمن با ناز آمد( سرود متن لحظه ورود احمد خاتمی به نماز جمعه) - دم گاراژ بودم یارم سوار شد( سرود هماهنگی برای سفر چاوز به حرم امام رضا) - بابا رو بوس کن که تو رویای منی( سرود هماهنگی احمدی نژاد و جنتی) - مرداب پیر( سرود هماهنگی زندانیان بطور عمومی با ولایت فقیه) - دل من یه روز به دریا زد و رفت( سرود هماهنگی موسوی با رهبری) - دلی داریم و دلداری نداریم کیجا( سرود هماهنگی رهبری و هنرمندان) - مجنون نبودم، مجنونم کردی( سرود هماهنگی ابطحی با ولایت فقیه) - آسمان می گرید امشب( سرود هماهنگی حجاریان با رهبری) - ما دو تا ماهی بودیم....( سرود هماهنگی هاشمی و رهبری) - اونجا کیه کیه پشت دیوار کیه( سرود هماهنگی زندانیان با مرتضوی) - دنیای زندونی دیواره( سرود هماهنگی عمومی زندانیان) - بین ما هر چی بوده تموم شده( سرود هماهنگی بهزاد نبوی و ولایت فقیه) - جمعه ها خون جای بارون می کشه( برای هماهنگی با احمد خاتمی) - گفتنی ها کم نیست( برای هماهنگی مصطفی تاج زاده با ولایت فقیه) - بسوزان، نامه هایم را بسوزان( سرود هماهنگی اکبر گنجی برای خامنه ای) - من تو رو می خوام با همه ناز و ادایت بخدا(سرود ملی شریفی نیا برای ولایت فقیه) - عشوه های پنهانی(سرود ملی برای احمد خاتمی) به این ترانه ها چیزهای دیگری هم که دوست دارید اضافه کنید.
گذشته با نصب چندین انتن و تقویت سیگنالهای HI POWER پارازیت تقریبا کلیه کانالهای فارسی زبان ماهواره ای غیر از VOA در مناطق مرکزی ، شمال و شمال غرب تهران عملا از دسترس خارج شدند . این تحرکات که پیش تر و بعد از وقوع کودتا و وقایع پس از آن با شدت کمتری از سوی سپاه آغاز شده بود حال تنها با گذشت یک روز از خرید شرکت مخابرات توسط سپاه ، مجددا آغاز گردیده است . کارشناسان یکی از دلایل این امر را محبوبیت فوق العاده کانال فارسی زبان “فارسی1″ و تاثیر آن بر کاهش چشمگیر مخاطبان صدا و سیما به عنوان اهرم جریان ساز نظام میدانند . شدت این امواج به حدی است که در صورتی که در فاصله نزدیک به آنتنهای ارسال پارازیت برای مدت طولانی تکه ای گوشت یا مرغ قرار گیرد ، پخته میشود . به نظر میرسد که با توجه به آثار سوء این امواج که در دراز مدت باعث ایجاد انواع ناراحتیهای پوستی ، سرطان و خون میگردد ، تنها مسئله ای که کوچکترین اهمیتی برای دست اندرکاران این تهاجم الکترونیک ندارد ، جان و سلامت شهروندان تهران است . مساله خرید بنزین از ونزوئلا سوالات وابهامات زیادی در افکار عمومی آفریده است.درحالیکه مساله خودکفایی بنزین در سالهای اخیر هم در گفتارهم در عمل مورد توجه ویژه هم مسولین نفتی هم مقامات سیاسی کشوربود که توفیقات این مساله در جای خود باید مورد بررسی وتحلیل قرار گیرد. ادامه مطلب بحران اقتصاد جهانی به صورتهای مستقیم و غیرمستقیم، اقتصاد ایران را تحت تأثیر قرار داده است و آثار آن را میتوان در کاهش صادرات غیرنفتی و کاهش درآمد نفتی مشاهده کرد. آقای هاشمی! حاشیه رفتن و به روی خود نیاوردن، در زیر آتشفشان نشستن و خلق و خوی خونسرد به خود گرفتن، در اوج خشم، خم به ابرو نیاوردن و خلاصه رندانه و سیاست مدارانه گوشه ردا و قبا از معرکه کنار کشیدن کار هرکه باشد کار نسل من نیست. پس همانند همه آن بارهایی که به گاه انتخابات، چهره و چشم به روی نسل من می گشودید و گوش می کردید به هر آنچه فارغ از پیچ و خم های سیاست بر زبان جماعت ساده وصادق جوان جاری می شد، اینبار نیز گوش کنید! ادامه مطلب |