تبليغاتX
رسم زندگی
شبیه برگ پاییزی هم اکنون قسمت بادم

خداحافظ؛ولی هرگز نخواهید رفت ازیادم

چگونه بگذرم ازعشقتان ؛ازدلبستگیهایم؟

چگونه میروید بااینکه میدانید چه تنهایم؟

خداحافظ باشمایی که گمان کردید که میمانم

خداحافظ؛بدون من یقین دارم که میمانید

 

+ نوشته شده در  90/05/26ساعت 2:58 بعد از ظهر  توسط ر میقانی  | 
سال ها پیش ازین به من گفتی
که «مرا هیچ دوست می داری؟»
گونه ام گرم شد ز سرخی ی ...ِ شرم
شاد و سرمست گفتمت «نمیدانم!»
باز امروز جهد می کردی
که ز عهد قدیم یاد آرم.
سرد و بی اعتنا تو را گفتم
که «دگر دوستت نمی دارم!»
ذره های تنم فغان کردند
که، خدا را! دروغ می گوید
جز تو نامی ز کس نمی آرد
جز تو کامی ز کس نمی جوید.
تا گلویم رسید فریادی
کاین سخن در شمار باور نیست
جز تو، دانند عالمی که مرا
در دل و جان هوای دیگر نیست.
لیک خاموش ماندم و آرام:
ناله ها را شکسته در دل تنگ.
تا تپش های دل نهان ماند،
سینه ی خسته را فشرده به چنگ.
در نگاهم شکفته بود این راز
که «دلم کی ز مهر خالی بود؟»
لیک تا پوشم از تو، دیده ی من
برگلِ رنگ رنگِ .... بود.
«دوستت دارم و نمی گویم
تا غرورم کشد به بیماری!
زانکه می دانم این حقیقت را
که دگر دوستم... نمی داری...»

+ نوشته شده در  90/06/03ساعت 5:15 بعد از ظهر  توسط ر میقانی  | 

سلام به همه دوستای گلم:

بعد مدتها دوباره دلم میخواد بنویسم ،سیاسی ،غیر سیاسی،طنز وهرچی دم دستم بیاد وبه صفحه کیبرد جاری بشه.

بعد مدتها دوباره میخوام توی این دنیای مجازی برا دل خودم وخودم قصه بگم شاید باور نکنید اما من فکر میکنم تمام زندگی یه قصه است که از اولش گفتم وگفتن که یکی بود یکی نبود وکاش خدا همه چیز رو با هم خلق میکرد وبا همم تموم میکرد تا کسی حسرت نکشه ،تا کسی تنها نمونه،تا کسی از قصه پر غصه ای بغض نکنه ،چی میشد اوستا کریم با این همه مهربونی ،بااین همه کریمی وبخشندگی اشکای دلای بنده هاشو تموم نمیکنه وبجای اون گل لبخند نمیکاره !!؟

آخدا ،نوکرتم ،چاکرتم ،مخلصتم تو که لب به این قشنگی میتونه برات بخنده چرا کاری میکنی که آویزون شه وچشای به این قشنگی غرق اشک بشه.

قربون اون مهربونیت چی میخوای از جون ما بنده های ساده وبی کلکت ،یواشی یکی از اون بنده های مهربونت رو میاری میذاری تو دلمون،تو قلبمون،بعدم یهو مثل غول چراغ جادو پاک پاکش میکنی انگاری هیچی نبوده ولی خوب قربون اون بزرگی جلال وجبروتت پس بیا یه تجدید نظری بکن که اگر یکی از دل ما دل میکنه بتونیم خاطرش رو هم پاک بکنیم 

دیگه نمیخوام نوشته هام رنگی از غصه داشته باشه !بسه دیگه بیاین فراموش بکنیم !!اونی که گذشته رفته ودیگه تکرار نمیشه !پس باید آینده ای ساخت درکنار خاطرات زیبا درست مثل قصری که آجر آجرش با خون دل کارگرا بوجود میاد اما از اونا فقط خاطره ای هست وبس وآیندگان آنچه میبینند قصری آرام وزیباست


منم دیگه میخوام قصر آرام وزیبایی باشم وهر غصه ای از گذشته دارم دردل خودم پنهونش کنم.


مخلص تمام دوستای خوب

+ نوشته شده در  90/02/23ساعت 0:25 قبل از ظهر  توسط ر میقانی  | 

امروز باخودم خلوت کرده بودم وداشتم به موضوعات این چندروز گذشته فکرمیکردم هم خوشحال بودم هم یه جوری دل نگران که حالا تا اونجا که حوصلم بیاد میگم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/11/06ساعت 9:0 قبل از ظهر  توسط ر میقانی  | 
دیروز غمگین ترین روز زندگیم بود وکسی را که در تمام سلولهای وجودم میپرستیدم را ترک کردم واین یاد نامه را از این باب نگاشتم که فراموش نکنم دیروز باران بارید وهستیم را شست وباخود برد ایکاش در بودنش بیشتر اصرار میکردم ولی نتوانستم بگویم آنچه را در دل بود وآنچه را دوست داشتم که آینده من واو باشد چقدر آرام آمد همچون قاصدکی سبک وسپید ناگاه سنگینی اورا احساس کردم بر این دل غبار گرفته واو پاک بود ولی زنگار دل من او را هم سیاه کرد ورفت

وعجیب بود که چرا دیروز باران آمد بعد این همه مدت که هوا آفتابی بود وگرم واصلا زمستانی را احساس نمیکردی ولی دیروز تمام تنم یخ کرد همه چیز باز سرد شد بی روح ومن ماندم تنهایی خویش

+ نوشته شده در  88/11/06ساعت 8:46 قبل از ظهر  توسط ر میقانی  | 

عسگر اولادی گفته بود که اگر زندانیان با ولایت فقیه هماهنگ بشوند، ایشان نمی گذارد به آنان ظلم شود. به همین دلیل کلی فکر کردم، با میرزا یوهانسعلی خان مشاور موسیقی خودمان هم مشورت کردیم، قرار شد هر زندانی یا هر سیاستمدار، یا هر کسی از چپ و راست یک ترانه را با آهنگ ولی فقیه بخواند و هماهنگ شود، شاید زودتر آزاد شوند یا مشکلات حل شود و بقول عسگراولادی به آنان که تا بحال ظلم می شد، ظلم نشود

 

- مکن ای دوست مکن( ترانه برای هماهنگی زندانیان کهریزک)

- امشب شب مهتابه، حبیبم رو می خوام( اصولا برای هماهنگی با حبیب الله عسگراولادی)

- یک حمومی من بسازم( برای رئیس جمهور که حداقل به بهانه کار واجبی حمام هم برود)

- من از روز ازل دیوانه بودم( برای هماهنگی الفنون با مصباح یزدی)

- آمد اما در نگاهش آن نوازشها نبود( برای هماهنگی هاشمی و الفنون در نماز جمعه)

- شد خزان گلشن آشنایی( برای هماهنگی بهزاد نبوی سخنگوی دولت اسبق با خامنه ای)

- دیدی که رسوا شد دلم( برای هماهنگی کردان با دانشگاه آکسفورد)

- الهه ناز( برای هماهنگی بیشتر کلهر با رئیس جمهور)

- رفتم و بار سفر بستم( برای هماهنگی مازیار بهاری با ولایت فقیه)

- مجنون تو( سرود ملی رحیمی برای کلیه مسوولان وقت)

- عاشق شیدا من، واله و رسوا من( برای هماهنگی کامل شریعتمداری با ولی فقیه)

- از برت دامن کشان رفتم ای نامهربان( نوری زاد برای ولایت فقیه )

- عشق خود حاشا مکن( برای هماهنگی کردان با هیات دولت)

- بگذر از کوی ما( برای هماهنگی دانشجویان زندانی کوی دانشگاه برای رهبری)

- اشکم دونه دونه، رو گونه روونه( برای هماهنگی رهبری برای دانشجویان بعد از حمله)

- مراببوس( برای هماهنگی احمدی نژاد با کفشهای ولایت فقیه)

- بلبل به چمن با ناز آمد( سرود متن لحظه ورود احمد خاتمی به نماز جمعه)

- دم گاراژ بودم یارم سوار شد( سرود هماهنگی برای سفر چاوز به حرم امام رضا)

- بابا رو بوس کن که تو رویای منی( سرود هماهنگی احمدی نژاد و جنتی)

- مرداب پیر( سرود هماهنگی زندانیان بطور عمومی با ولایت فقیه)

- دل من یه روز به دریا زد و رفت( سرود هماهنگی موسوی با رهبری)

- دلی داریم و دلداری نداریم کیجا( سرود هماهنگی رهبری و هنرمندان)

- مجنون نبودم، مجنونم کردی( سرود هماهنگی ابطحی با ولایت فقیه)

- آسمان می گرید امشب( سرود هماهنگی حجاریان با رهبری)

- ما دو تا ماهی بودیم....( سرود هماهنگی هاشمی و رهبری)

- اونجا کیه کیه پشت دیوار کیه( سرود هماهنگی زندانیان با مرتضوی)

- دنیای زندونی دیواره( سرود هماهنگی عمومی زندانیان)

- بین ما هر چی بوده تموم شده( سرود هماهنگی بهزاد نبوی و ولایت فقیه)

- جمعه ها خون جای بارون می کشه( برای هماهنگی با احمد خاتمی)

- گفتنی ها کم نیست( برای هماهنگی مصطفی تاج زاده با ولایت فقیه)

- بسوزان، نامه هایم را بسوزان( سرود هماهنگی اکبر گنجی برای خامنه ای)

- من تو رو می خوام با همه ناز و ادایت بخدا(سرود ملی شریفی نیا برای ولایت فقیه)

- عشوه های پنهانی(سرود ملی برای احمد خاتمی)

به این ترانه ها چیزهای دیگری هم که دوست دارید اضافه کنید.

 

+ نوشته شده در  88/08/02ساعت 10:14 بعد از ظهر  توسط ر میقانی  | 

گذشته با نصب چندین انتن و تقویت سیگنالهای HI POWER پارازیت تقریبا کلیه کانالهای فارسی زبان ماهواره ای غیر از VOA در مناطق مرکزی ، شمال و شمال غرب تهران عملا از دسترس خارج شدند . این تحرکات که پیش تر و بعد از وقوع کودتا و وقایع پس از آن با شدت کمتری از سوی سپاه آغاز شده بود حال تنها با گذشت یک روز از خرید شرکت مخابرات توسط سپاه ، مجددا آغاز گردیده است . کارشناسان یکی از دلایل این امر را محبوبیت فوق العاده کانال فارسی زبان “فارسی1″ و تاثیر آن بر کاهش چشمگیر مخاطبان صدا و سیما به عنوان اهرم  جریان ساز نظام میدانند . شدت این امواج به حدی است که در صورتی که در فاصله نزدیک به آنتنهای ارسال پارازیت برای مدت طولانی تکه ای گوشت یا مرغ قرار گیرد ، پخته میشود . به نظر میرسد که با توجه به آثار سوء این امواج که در دراز مدت باعث ایجاد انواع ناراحتیهای پوستی ، سرطان و خون میگردد ، تنها مسئله ای که کوچکترین اهمیتی برای دست اندرکاران این تهاجم الکترونیک ندارد ، جان و سلامت شهروندان تهران است .
 
خبر فوری و مهم : آژیر قرمز در تهران ! ( اطلاع رسانی کنید ) ـ۶۲۴ کلیک Language Bookmark vataneyhasteaman.wordpress.com
روز شنبه سپاه سیستم جدید ارسال پارازیت خود را با قدرت بالای 1 گیگاهرتز در تهران تست میکند///خبرهای موثق رسیده از یکی از کارمندان شرکت مخابراتی صا ایران ( وابسته به سپاه ) حاکی از آن است که سیستم مجهز روسی ارسال پارازیت كه اغلب در جنگ هاي مدرن الكترونيك براي اختلال در رادارها استفاده مي شود با تغییرات غیر استاندارد صاایران به قدرت بالایی برای ارسال امواج دست یافته است . در اين سیستم اسيلاتورهايي در پهناي باند مايكروويو استفاده شده كه تمامي كانال هاي ماهواره اي را دچار اختلال میكند قدرت باندهاي ارسال شده بسیار بالاتر از قدرت امواج مايكروويو يعني از 1 تا چند گیگا هرتز است ! که اثرات بسیار سوء براي بدن انسان و موجودات زنده دارد . از بين رفتن تعادل دماي بدن، براي انسان مرگ آور است و بيشتر از يك بمب اتمي براي افراد خطرناك است . یادآور میشود که این کارمند صا ایران درباره مضرات این امواج و جلوگیری از آسیبهای مرگ آور که منجر به سرطانهای خونی و هورمونی ( عقیم شدن ) انسان میشود . اعلام کرد که این تست از ساعت 11 صبح روز شنبه قرار است در یکی از مناطق جنوبی تهران که محل دقیق آن هنوز اعلام نشده به مدت 15 ساعت انجام شود . که تنها راه جلوگیری از عوارض این تشعشعات خروج از منطقه تست یعنی جنوب شهر است

+ نوشته شده در  88/08/01ساعت 8:34 بعد از ظهر  توسط ر میقانی  | 

مساله خرید بنزین از ونزوئلا سوالات وابهامات زیادی در افکار عمومی آفریده است.درحالیکه مساله خودکفایی بنزین در سالهای اخیر هم در گفتارهم در عمل مورد توجه ویژه هم مسولین نفتی هم مقامات سیاسی کشوربود که توفیقات این مساله در جای خود باید مورد بررسی وتحلیل قرار گیرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/15ساعت 9:2 بعد از ظهر  توسط ر میقانی  | 

بحران اقتصاد جهانی به صورت‌های مستقیم و غیرمستقیم، اقتصاد ایران را تحت تأثیر قرار داده است و آثار آن را می‌توان در کاهش صادرات غیرنفتی و کاهش درآمد نفتی مشاهده کرد.
به‌طور قطع هرگونه پیش‌بینی در مورد اقتصاد ایران بدون توجه به اقتصاد جهانی امکان‌پذیر نیست. بحران اقتصاد جهانی به صورت‌های مستقیم و غیرمستقیم، اقتصاد ایران را تحت تأثیر قرار داده است و آثار آن را می‌توان در کاهش صادرات غیرنفتی و کاهش درآمد نفتی و موارد دیگر مشاهده کرد. اما عوامل درون‌زای اقتصاد ما نیز بی‌شک تأثیری جدی در آینده اقتصاد خواهد داشت. شکوفایی هر اقتصاد به میزان سرمایه‌گذاری در آن اقتصاد بستگی دارد. با توجه به عوامل مختلف اقتصادی، روانی و سیاسی در کشور ما باید تلاش بیش از گذشته‌ای انجام دهیم تا انگیزه‌های سرمایه‌گذاری مجدداً تقویت شود و گمان نکنیم که در این سرمایه‌گذاری دولت می‌تواند جانشین بخش خصوصی شود.
اگر بخش خصوصی برای سرمایه‌گذاری کم‌انگیزه است باید ریشه‌های این کم‌انگیزگی را پیدا و اصلاح کنیم. باید تصویر آینده اقتصاد ایران و علائمی که سرمایه‌گذار خصوصی از فضای کسب و کار می‌گیرد اصلاح شود. این حرف و سخن در فضای اجرایی اصل 44 قانون اساسی به هیچ وجه نمی‌تواند منطقی باشد که چون سرمایه‌گذار بخش خصوصی سرمایه‌گذاری نمی‌کند پس دولت باید فلان بودجه را در اختیار فلان سازمان قرار دهد تا سرمایه‌گذاری در کشور متوقف نشود. این موضوع برگشت به گذشته و تکرار اشتباهات ساختاری پیشین است. در حال حاضر تمام هم و غم ما باید معطوف به اعتمادسازی در بخش خصوصی و بخش تعاونی شود.
به نظر می‌رسد دیگر وقت آن رسیده که بخش خصوصی میزان کامیابی خود را در دستیابی به اهداف ابراز شده در سیاست‌های ابلاغی اصل 44 قانون اساسی اندازه‌گیری کند. دیگر این موضوع کفایت نمی‌کند که آیا فلان‌کاری که بخش خصوصی انجام داد مطابق قانون بوده یا خیر. بلکه باید دید مجموعه کارهایی که توسط بخش خصوصی در این حوزه انجام شده، تا چه حد ما را به اهداف مصرح نزدیک کرده است.
در حال حاضر به نظر می‌رسد نوع رویکرد دولت نسبت به بخش خصوصی نیاز به اصلاح جدی دارد به‌طوری که باید بخش خصوصی به این نتیجه برسد که دولت نه به عنوان طلبکار بلکه به عنوان پشتیبان او در حوزه‌های اقتصادی ظاهر خواهد شد. متأسفانه در برخی از واگذاری‌ها، اتفاقاتی افتاد که چندان خوشایند نبود. بعضی از کسانی که با نیت کمک به دولت و قبول مسئولیت وارد عرصه واگذاری‌ها شدند، علائمی را دریافت کردند که موجبات سستی آنها را فراهم کرد بنابراین باید با گام اضافی که برداشته می‌شود این سستی را از بین برد تا دیگران هم به سرمایه‌گذاری و شرکت در فرآیند واگذاری‌ها تشویق شوند تا این اتفاق تاریخی رخ دهد.
متأسفانه در موارد قابل‌توجهی بخش خصوصی مشارکت‌کننده در واگذاری‌ها دچار مشکلاتی شدند که برخی از این موارد در هیأت داوری واگذاری مطرح شد. توصیه اکیدی که می‌توان به تمام نهادهای دولتی مربوط به واگذاری‌ها مانند، هیأت واگذاری، هیأت داوری و وزارتخانه‌ها داشت این است که رویکرد آنها باید رویکردی دلگرم‌کننده برای بخش خصوصی باشد زیرا تنها در این صورت فرآیند اجرایی اصل 44 قانون اساسی و خصوصی‌سازی، ادامه و شتاب می‌یابد اما اگر اولین کسانی که در این فرآیند وارد شدند پیام‌هایی نامساعد دریافت کنند ناچار خواهیم شد که مثلاً در بحث واگذاری‌ها، بالاترین درصد را به دستگاه‌های عمومی غیردولتی بدهیم که متأسفانه در آنجا نیز بعضی از کاستی‌ها و ناکارآمدی‌های مدیریت دولتی که خواهان اجتناب از آنها بودیم، وجود خواهد داشت.
در حال حاضر نباید تعمیم بیش از واقعیت داد. ما در مواردی با مشکل مواجه شده‌ایم اما آنچه در قانون وجود دارد آن است که اتاق بازرگانی در مجموعه نهادهای تصمیم‌گیرنده دارای یک رأی است پس رأی اتاق بازرگانی تعیین‌کننده نیست. اتاق تلاش می‌کند که نظر فعالان اقتصادی را در مجامع تصمیم‌گیر منعکس کند. طبعاً این دیگر اعضای مجامع تصمیم‌گیری هستند که باید با ملاحظه مصالح عمومی اقتصاد تصمیم بگیرند.
نکته آنجاست که خصوصی‌سازی و انتقال درست واگذاری‌ها جز با اختیارات تمام به واحد واگذارکننده ممکن نخواهد بود. به این معنی که اگر دولت خواست واحدی را بفروشد باید این اختیار را به دستگاه ذی‌ربط واگذارکننده بدهد که در وسط کار، کار را پس بگیرد. یک فروشنده باثبات در بازار روی تابلوی مغازه خود می‌نویسد که جنس فروخته شده پس گرفته می‌شود.
پس اگر من به جنس فروخته شده خود شک ندارم باید در مواردی که مشتری آن را با دلایل موجه برمی‌گرداند، جنس خود را قبول کنم. در این مورد شاید یک مشتری از دست برود اما مشتریان دیگری خواهم داشت. پس باید این اعتماد در بخش خصوصی ایجاد شود که دولت سر کسی کلاه نمی‌گذارد.
اما اگر در قوانین، سازمان مربوطه که واگذار می‌کند اختیار تجدیدنظر در معامله و همچنین تجدیدنظر در شرایط معامله را با توجه به واقعیات روز نداشته باشد، بخش خصوصی احساس خواهد کرد که با یک فروشنده مختار مواجه نیست پس در انجام معامله دچار شک و شبهه خواهد شد.

+ نوشته شده در  88/07/13ساعت 9:31 بعد از ظهر  توسط ر میقانی  | 

آقای هاشمی!

حاشیه رفتن و به روی خود نیاوردن، در زیر آتشفشان نشستن و خلق و خوی خونسرد به خود گرفتن، در اوج خشم، خم به ابرو نیاوردن و  خلاصه رندانه و سیاست مدارانه  گوشه ردا و قبا از معرکه کنار کشیدن کار هرکه باشد کار نسل من نیست. پس  همانند همه آن بارهایی که به گاه انتخابات، چهره و چشم به روی نسل من می گشودید و گوش می کردید به هر آنچه فارغ از پیچ و خم های سیاست بر زبان جماعت ساده وصادق جوان جاری می شد، اینبار نیز گوش کنید!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/07/12ساعت 1:59 بعد از ظهر  توسط ر میقانی  |